آسمون به ماه میگه:
عشق یعنی چی؟
ماه میگه: یعنی اومدن دوبارهی تو ماه میگه؟
تو بگو عشق یعنی چی؟
آسمون میگه : انتظار دیدن تو
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي
انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه
پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون
خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض
خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي
*****************************************************************
نوشته شده توسط مینا در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 ساعت 16:52 |
لینک ثابت |